دانلود کتاب فوق العاده Financial Management and Real Options با فهرست مطالب لینک شده



اين نسبت متداول ترين وسيله برای اندازه گيری قدرت پرداخت بدهی های كوتاه مدت است. زيرا از طريق آن می توان پی برد دارايی هايی كه در طول سال مالی به پول نقد تبديل می گردند، چند برابر بدهی هايی است كه در طول سال مالی سر رسيد آنها فراخواهد رسيد .بطور كلی می توان گفت هر قدر نسبت جاری بزرگتر باشد بستانكاران تامين بيشتری خواهند داشت زيرا چنانچه بر دارايی جاری صدمه و لطمه ای نيز وارد شود باز شركت می تواند پاسخگوی طلبكاران باشد
فرمول محاسبه:
بدهی های جاری / دارایی های جاری = نسبت جاری
کاربرد:
این نسبت، توان پرداخت بدهیهای جاری از محل داراییهای جاری را بیان میکند و بایستی روند این نسبت مورد توجه قرار گیرد.
این نسبت نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری چه میزان دارایی جاری وجود دارد و هر چقدر این نسبت بزرگتر باشد، طلبکاران با اطمینان خاطر بیشتر وام یا خدمات یا کالا در اختیار شرکت قرار خواهند داد این نسبت نشان می دهد که بستانکاران می توانند اطمینان داشته باشند که مطالبات آنان در سررسید پرداخت می گردد واحد این نسبت، عددی مثبت و معمولا بزرگتر از یک است که البته هر چه بیشتر باشد از نظر اعتباردهندگان بهتر است و در صورتيكه معادل يك و بيشتر باشد، نمايشگر آنست كه شركت هيچگونه مشكلی از اين بابت نخواهد داشت. البته نسبت جاری به تنهایی ملاک تحلیل قرار نمی گیرد و نسبت مزبور همیشه با نسبت آنی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد
در مورد اعتبار دهندگان به صورت خلاصه میتوان حاشیه اطمینان آنان را با میزان سرمایه در گردش نشان داد
سرمایه در گردش = بدهیهای جاری – داراییهای جاری
دارایی جاری آنچه راکه در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است وبه سرعت قابل دسترسی است و به صورت نقد در اختیار واحد تجاری می باشد را نشان می دهد
بدهی جاری مبالغی را که باید از محل دارایی جاری تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد نشان میدهد و هراندازه نسبت جاری شرکت بزرگتر باشد، شرکت در پرداخت بدهی های جاری با مشکل کمتری مواجه خواهد بود.
در تفسیر نسبت جاری باید به نوسانات آن در طول مدت، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها در پایان سال مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام در اوایل سال بعداین حساب را بهتر جلوه دهند.
عمده ترین روش تقلب در صورت های مالی به صورت بیش نمایی دارایی ها و درامدها و یا کم نمایی بدهی ها و هزینه ها است. البته گاهی اوقات عکس موارد یاد شده رخ می دهد؛ یعنی با کم نمایی دارایی ها یا درامد و بیش نمایی بدهی ها یا هزینه ها، تقلب در صورت های مالی صورت می گیرد. به طور کلی، پنج شیوه متداول برای انجام تقلب در صورت های
مالی وجود دارد
۱.ثبت درامدهای واهی:
بدین معنی که کالا یا خدمتی ارائه نشده، اما در دفاتر حسابهای دریافتنی بدهکار و درامد بستانکار می شود. از نمونه های آن می توان به مشتریان جعلی و فروشهای جعلی اشاره کرد. این نوع تقلب باعث افزایش دارایی ها و در نهایت بیش نمایی (بیشتر از واقع نشان دادن) سود خواهد شد و متداولترین نوع تقلب صورت های مالی است.
تقلب صورتهای مالی شرکت هایی نظیر گلوبال کراسینگ، کوئست، فور زد بست از این نوع بوده است
۲.ارزیابی نادرست دارایی ها:
از نمونه های این شیوه می توان بیش نمایی دارایی های جاری، مانند دستکاری حساب موجودیها را نام برد. با بیش نمایی موجودی پایان دوره، بهای تمام شده کالای فروش رفته کاهش یافته و در نهایت سود بیشتر از واقع گزارش می شود. مورد دیگر، ارزیابی نادرست دارایی ها و سرمایه ای کردن مخارج تحقیق و توسعه به جای به هزینه منظور کردن آنهاست. همچنین، ثبت نکردن هزینه استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود، بیش نمایی دارایی ها در زمان تحصیل و ادغام، نشان دادن دارایی ها در صورت های مالی، در حالی که آن دارایی در حقیقت واقع در مالکیت واحد نیست، از دیگر مواردی است که می توان نام برد. تقلب در صورت های مالی ورلدکام، فارمور از این نوع بوده است
۳.حذف عمده بدهی ها وهزینه ها:
این کار به منظور بهتر نشان دادن وضعیت مالی انجام می شود؛ مانند ثبت نکردن حساب های پرداختنی و سایر بدهی ها، ثبت کردن درامدها و سودهای تحقق نیافته و در نظر نگرفتن بدهی های حقوقی، انرون در تقلب صورته ای مالی خود این شیوه را به کار برده است
۴.افشای ناکافی:
افشا نکردن تغییر در رویه های حسابداری و تخطی از اصول حسابداری و یا هر اطلاعات بااهمیت دیگری که در صورت افشا بر نتایج صورت های مالی و تصمیم گیری استفاده کنندگان اثر می گذارد. از دیگر نمونه ها می توان به ارائه نادرست ماهیت عملکرد یک بنگاه، ارائه نادرست
تصمیم های مدیریت و افشا نکردن کافی آنها اشاره کرد.
۵. استفاده نادرست از تفاوت زمانی:
در این روش، درامدهای دوره بعد را در دوره جاری شناسایی و در مقابل، هزینه های دوره جاری را به دوره یا دوره های بعد منتقل می کنند.
چرا که این پدیده باعث از بین رفتن نتایج، عملیات عادی و عملکرد شرکت های مذکور می شود. این نوع رسوایی مالی که باعث ایجاد شک در بازار سرمایه شده، در مواردی منجر به کاهش اعتماد بازارسرمایه و فعالان آن به اطلاعات گزارش های مالی شده و در نهایت باعث به وجود آمدن بازارهایی با کارایی ضعیف شده است. از طرفی با هر تقلبی که صورت می گیرد، قابلیت اتکا، کیفیت، شفافیت و یکپارچگی فرایند گزارشگری مالی تضعیف می شود و مجامع حرف های حسابداری و حسابرسی تحت فشار قرار می گیرند؛ به طوری که درستی و بی طرفی حرفه حسابرسی خدشه دار می شود (به خصوص حسابرسان و موسسه های حسابرسی) و اعتماد عمومی و اطمینان به حرفه حسابرسی و حسابداری از بین می رود.